آنتي وار: كاخ سفيد با دشمنان اسرائيل ميجنگد نه آمريكا

پايگاه اينترنتي "آنتي وار " در مقالهاي به قلم "فيليپ ژيرالدي " به نام " دشمنان همگي در اطراف ما " از رويكرد دولت آمريكا در مبارزه با تروريسم انتقاد كرده و مينويسد: در هشت سال گذشته، تامين امنيت آمريكا بزرگترين مشغله بوده است كه هزينه آن از جيب ماليات دهندگان در سطح فدرال، ايالتي و محلي پرداخت شده است. هزاران - اگر نگوييم صدها هزار - شغل به اين ذهنيت مداوم وابسته است كه خطر بزرگ بيگانگان ما را تهديد ميكند كه بايد در مقابلش دفاع كنيم، مبادا كه 11 سپتامبر ديگري به وقوع بپيوندد. عقايد حاكي از اينكه اين تهديدها اغراق شده وحتي نادرست گزارش شدهاند، خيلي نادر هستند، اما در عمل، اين ادعا كه گروههايي آمادهاند، و تمايل دارند كه حمله يا مجموعهاي از حملات تروريستي شديد را عليه آمريكا صورت دهند، شديداً جاي سوال دارد.
نويسنده با اشاره به اينكه چند طرح تروريستي كه پس از 11 سپتامبر در آمريكا بدست آمده بود بيشتر حال و هواي اپراهاي كميك را داشتند كه توسط نيروهاي نفوذي FBI فاش شدند، مينويسد: اگر، همانطور كه اسامه بن لادن تصريح كرده است، راه نابودي آمريكا فلج كردن اقتصاد آن باشد، در اينصورت ميتوان استدلال كرد كه تروريستها هم اكنون پيروز شدهاند. صدها ميليارد دلاري كه ميتوانست در راههاي سودمند هزينه شود هر سال در جنگ بي پايان عليه تروريسم حرام ميشود در حاليكه آمريكا بيش از هر زمان ديگري در حال غرق شدن در درياي بدهي است.
مطمئن باشيد با اين همه منافع مسلمي كه شديداً خواهان باز ماندن شير پول هستند، هيچ وقت كمبود تبليغات وجود نخواهد داشت و تبليغ كنندگان آماده و قادرند به مردم آمريكا بگويند كه تهديد تروريسم تا چه حد زيان آور است. بدين منظور، با اعلام يك جنگ جهاني و بي پايان از سوي حكومت آمريكا، هر كس كه ممكن است از جانب كسي در هر جايي تروريست محسوب شود، به زندان انداخته شده است.
وي معتقد است هر كس كه درمورد مساله تروريسم مطالعه كرده باشد ميداند كه تروريستها در همه اندازهها، شكل ها، و طعم ها وجود دارند، بنابراين قرار دادن همه آنها در يك طبقه بيش از اينكه يك واكنش عملي به تهديد ناشي از آنها باشد، يك پديده سياسي است:
جنگ به اصطلاح جهاني جورج بوش عليه تروريسم يك طرح ناقص براي ريشه كن ساختن همه تروريستها در همه جاي دنيا بود، اما از همان ابتدا بسيار گزينشي عمل شد. تروريستهاي مرگبار در سريلانكا، كشمير، و منطقه كرد نشين عراق هرگز مورد توجه زياد قرار نگرفتند، در حاليكه به نظر ميرسيد گروههايي چون حزب الله و حماس، كه به هيچ وجه آمريكا را تهديد نمي كنند، موضوع نگراني بوده باشند. با توجه به منابع محدود، حتي براي تنها ابر قدرت باقيمانده دنيا، بوش ميبايست مسئله تروريسم را معين كرده و همه تلاشهاي آمريكا را روي گروههاي معدودي متمركز ميساخت كه واقعا برد بينالمللي داشته و قادر به انجام حملات تروريستي در آمريكا و اروپا هستند. شاخصترين گروه در بين آنها القاعده است، كه هنوز در امتداد مرز افغانستان و پاكستان پناه گرفته و هنوز حملاتي را برنامه ريزي ميكند، البته اگر سرويسهاي اطلاعاتي ما باور بكنند. اين موضوع كه القاعده هنوز فعال است، نشان دهنده نادرست بودن كل رويكرد اتخاذ شده از سوي آمريكا در طي هشت سال گذشته است. به رغم اينكه اوباما وارث مصيبتي است كه بايد براي حل آن تلاش كند، هيچ نشانهاي دال بر اينكه در دوران باراك اوباما چيزي تغيير كند وجود ندارد.
اين مقاله در ادامه با اذعان به بقاي اين تفكر كه تروريستها همه جا هستند و همه تروريستها مشكل آمريكا هستند، به بررسي ديدگاهي در ميان سياستمداران آمريكايي ميپردازد كه معتقد است حزب الله "تيم الف " گروه هاي تروريستي، و در حرفهايگري و مرگبار بودن از القاعده بسيار فراتر است:
اين موضوع اولين بار از سوي "ريچارد آرميتاژ "، معاون وزارت خارجه، مطرح شد. سپس مورد پذيرش مشتاقانه "باب گراهام "، سناتور دموكرات فلوريدا قرار گرفت كه در آن زمان نامزد رياست جمهوري شده بود. گراهام گفت: "عوامل آموزش ديده حزب الله حضور برجستهاي در داخل آمريكا دارند و منتظر دستور براي اقدام هستند. آنها يك گروه تروريستي خشن هستند. و در سراسر تاريخ 25 ساله خود نسبت به آمريكا انزجار، و براي كشتن مردم ما اشتياق نشان دادهاند. "گراهام " حتي يك مدرك هم براي اثبات ادعاي خود درباره اينكه آمريكا مملو از عوامل حزب الله است ارائه نداد، اطلاعاتي كه اگر درست از آب در ميآمدند مسلما مورد علاقه FBI ميبودند.
به اعتقاد نويسنده هشدار تهديد حزب الله اخيرا در سخنان "ريچارد فالكنراث " دوباره ظاهر شده است: او معاون نماينده نيويورك سيتي در امور ضد تروريسم است. فالكنراث محصول امنيت سرزميني بوش-چني است كه اعتبارنامههاي متحير كنندهاي دارد، اما ممكن است متوجه شويد كه او هميشه پستهاي ستادي داشته و هرگز به طور مستقيم عليه تروريستها يا اهداف تروريستي كار نكرده است. او در نطق خود براي موسسه سياست خاور نزديك واشنگتن - تاسيس شده توسط ايپك -در اواخر ژوئن، گفت كه حزب الله "ميتواند شديد تر از القاعده آمريكا را بزند "، اما همچنين عنوان كرد كه "آن سازمان كم و بيش تصميم گرفته است كه به كشور آمريكا به هيچ وجه مستقيما در قاره آمريكا حمله نكند. " از نظر فالكنراث تنها موقعيتي كه در آن حزب الله احتمالا به آمريكا حمله ميكرد، هنگامي بود كه آمريكا دست به اقدام نظامي عليه ايران يا خود حزب الله ميزد.
ژيرالدي اين اظهارات را شبيه سخنان "مايكل چرتوف "، مدير وزارت امنيت داخلي دولت بوش ميداند كه در گزارشات خود هشدار داده بود تواناييهاي نظامي اين گروه خيلي جلوتر از القاعده است: ظاهرا او در زندگي نامه اي كه بزودي منتشر خواهد شد نوشته است كه " القاعده و شبكه آن جدي ترين تهديد قريب الوقوع ما هستند، اما آنها شايد جدي ترين تهديد بلند مدت ما نباشند. حزب الله كه بيش از ربع قرن فعاليت داشته است، تواناييهايي را كسب كرده است كه القاعده تنها در خواب ميتواند ببيند. مقادير زياد موشك و بمبهاي فوق العاده پيچيده بخشي از اين توانايي ها هستند. "
نويسنده در ادامه با اعتقاد به اينكه هدف اظهارات فالكنراث و چرتوف مشخصا ترسيم حزب الله به عنوان تهديد تروريستي بالقوه شماره يك عليه آمريكاست، به اين سؤال پاسخ مي دهد كه اين تهديد دقيقا از چه نوعي خواهد بود و آيا خود ادعا اصلاً معتبر است:
حزب الله در قالب بيشتر تعاريف يك گروه تروريستي قرار نمي گيرد بلكه يك حزب سياسي قانوني در لبنان است كه يك نيروي چريكي متعارف در اختيار دارد، [گفته ميشود] اين سازمان تنها يك بار مستقيما به آمريكا حمله كرده است، يعني در سال 1983 هنگاميكه نيروهاي آمريكايي در بيروت بودند. حزب الله مسئول بمبگذاري در پادگان تفنگداران بود كه به كشته شدن 241 نفر انجاميد، كه به تلافي گلوله باران مرگبار ناو جنگي نيوجرسي صورت گرفته بود. به غير از آن، اين گروه در منطقه روي لبنان و اسرائيل متمركز شده و هيچ برنامه بخصوص ضد آمريكايي ندارد. فالكنراث و چرتوف هر دو تصديق مي كنند كه حزب الله در حال حاضر آمريكا را هدف قرار نمي دهد، هر چند پيشنهاد مي كنند اين امر ممكن است براحتي تغيير كند. ناظر بيطرف از خود مي پرسد منظور چرتوف از تهديد بلند مدت تر حزب الله دقيقا چيست. آيا او انتظار دارد چريك هاي آموزش ديده اين گروه از موشك ها و مواد منفجره خود براي حمله به نيويورك استفاده كنند؟ انتقال مهمات به خارج از لبنان و از روي اقيانوس اطلس كار راحتي نخواهد بود. چرتوف خيلي خوب مي داند كه حزب الله علاقه اي به آمريكا نداشته و تنها اسرائيل را تهديد مي كند.
اين مقاله ميافزايد: به همين ترتيب، فالكنراث تصديق مي كند كه گروه اين تصميم سياسي را اتخاذ كرده است كه عليه آمريكا عملياتي صورت ندهد، مگر اينكه آمريكا بخواهد به ايران يا خود حزب الله حمله كند. فالكنراث را مي توان به خاطر داشتن يك جهان بيني آمريكا محور بخشيد زيرا اين روشي است كه او زندگي اش را مي سازد، اما ديگران ممكن است از كشف اين موضوع زياد متعجب نشوند كه اگر شما به يك نفر حمله كنيد او نيز ممكن است به فكر حمله متقابل بيافتد. قبلا براي اين كار عباراتي چون "بازدارندگي " و "دفاع " اطلاق مي شد كه بويژه تحقيرآميز نبودند. يكي بايد به فالكنراث بگويد كه اگر مي خواهي از مورد ضد حمله قرار گرفتن اجتناب كني، در وهله اول بايد از آغاز خصومت اجتناب كني.
به نظر نويسنده آنچه كه فالكنراث و چرتوف واقعاً انجام مي دهند، استوار كردن تحليل خود بر روي دكترين دولت بوش است كه معتقد بود همه دشمنان اسرائيل دشمنان آمريكا نيز هستند زيرا همه تروريست ها مثل هم هستند:
اين امر به وضوح نادرست است و شايد زمان آن رسيده باشد كه غول را به داخل شيشه برگردانيم. مقامات بلندپايه اي كه در زمينه ضد تروريسم مشغول هستند نبايد به خاطر تعصبشان در مورد تروريسم سرزنش شوند كه چرا كارشان را در همه زمان ها با اغراق در مورد همه تروريست ها انجام داده اند. آن بيرون تروريست ها واقعا وجود دارند و برخي از آنها احتمالا مايل و شايد قادر به انجام حملاتي عليه آمريكا باشند، اما به هر حال منطقي است كه فرض كنيم مقياس تهديد عمدا و مرتبا اغراق آميز عنوان شده باشد. حزب الله يك گروه تروريستي با برد جهاني نيست و هيچ انگيزه آشكار براي توسعه فعاليت هايش وجود ندارد. اگر چرتوف و فالكنراث مداركي مهم و واقعي دال بر تهديد ناشي از چريك هاي مسلح لبنان عليه كشور آمريكا داشته باشند، مسلما از يك مورد متقاعد كننده خوب بهره نبرده اند.
فيليپ ژيرالدي مقاله اش را با توصيه اي به اوباما به پايان مي برد: بهترين توصيه به رئيس جمهور اوباما اين است كه با پرسيدن چند سوال مشكل از مشاوران تروريسم خود تعيين كند چه تعداد از تهديداتي كه پيش روي آمريكا قرار دارند واقعي است و چه تعدادي ساختگي. منبع : خبرگزاری فارس
|